الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
201
الغدير ( فارسي )
خدا ( ص ) در حالى مرد كه از شش نفر راضى بود . چگونه اكنون به طلحه مىگوئى : پيامبر ( ص ) در حالى درگذشت كه به خاطر سخنى كه گفتى از تو خشمگين بود ؟ عمر بر پيشانى او مىكوفت ، اما كجا كسى جرأت داشت حرفى ساده تر از اين به عمر بزند تا چه برسد به چنين حرفى ؟ ! ( 1 ) » ( 2 ) آيا سعد بن ابى وقاص - يكى از ده نفر مژدهء بهشت يافته - اين روايت را باور داشت ، همو كه چون در بارهء عثمان و قاتلش از او پرسيدهاند گفته : « من به تو اطلاع مىدهم كه او با شمشيرى كشته شده كه عائشه آخته و طلحه تيزش كرده و پسر ابيطالب به زهر آلوده اش ، و زبير سكوت كرده و با دست اشاره نموده است ، و ما دست باز داشتهايم و اگر مىخواستيم مىتوانستيم او را از خطر و آسيب برهانيم » ؟ آيا اين چيزها كه وى گفته با تصديق آن روايت جور مىآيد ، و اگر باور داشته مىتوانسته چنين حرفى بزند و چنين رويه اى نسبت به عثمان پيش گيرد ؟ ! منزه است خدا از اين كه ستمگر و ستمديده ، قاتل و مقتول ، خليفه و شورشيان عليه او را يك جا در بهشت فراهم آرد . اين بهتانى بيش نيست و حرف از پيش خود ساخته اى ! آيا اين روايت در مورد سعد بن ابى وقاص راست مىآيد در بارهء كسى كه از بيعت با امام زمانش سرپيچيده و از يارى وى خوددارى نموده است از بيعت با امامى كه بيعتش به تحقيق پيوسته و امت اسلام در آن همداستان گشتهاند و مجاهدان بدر و مهاجران و انصار در آن شركت جستهاند و فرمان الهى عذاب در حق هر كه از اين بيعت شانه خالى كند رقم خورده است ؟ ! مگر در بارهء سعد بن ابى وقاص كتابى از جانب پروردگار نازل گشته و فرمانى كه او را از اصول و احكام مسلم اسلام مستثنى نموده و مژدهء بهشت داده است ؟ ! مگر در لابلاى تاريخ و در صفحات زندگى ابو عبيدهء جراح - گوركن مدينه - كارهاى بزرگ و افتخارآميزى هست كه او را در خور مژدهء بهشت گرداند ؟ يا مگر
--> ( 1 ) - شرح ابن ابى الحديد 1 / 62 و 3 / 170 . ( 2 ) - رك : تفسير قرطبى 14 / 228 + فيض القدير 4 / 290 + تفسير ابن كثير 3 / 506 + تفسير بغوى 5 / 225 + تفسير خازن 5 / 225 + تفسير آلوسى 22 / 74 .